اوپما دیلون و راجیندر کاردانشگاه گورو ناناک دو، آرمیتسار

تحقیق حاضر به منظور مطالعه بلوغ کاری در بین دانش-آموزان مدارس عمومی (خصوصی)  و دولتی  صورت گرفته است. نمونه متراکمی از 500 دانش آموز دبیرستانی موضوع مطالعه حاظر بودند (250 مورد جنس مذکر و 250 مورد جنس مؤنث). پرسشنامه بلوغ کاری کریتس (CMI)، مقیاس خودانگاره (SCS)، آزمون انگیزه پیشرفت (ACMT) و مقیاس کنترل مکان هندسی لومپکین (LOC) در دانش آموزان به اجرا درآمد تا رابطه بین کار، بلوغ و خودانگاره، انگیزه پیشرفت و کنترل مکان هندسی مورد مطالعه قرار گیرد.

در مقایسه ای که بین مدارس دولتی و خصوصی صورت گرفت، نتایج به روشنی نشان می دهند که دانش آموزان مدارس خصوصی دارای نگرش بلوغ کاری بالاتر (CMA)، توانش بلوغ کاری (CMC) و همچنین خودانگاره و انگیزه پیشرفت بالاتری هستند. نیز رابطۀ معناداری بین CMA و CMC، LOC درونی و ACMT در پسران مدارس خصوصی و بین CMA، ACMT و SCS دختران مدارس خصوصی بدست آمده است. در مقابل، رابطۀ معناداری هم بین CMA و کنترل بیرونی مکان هندسی، انگیزه پیشرفت و خودانگاره در مورد پسران مدارس دولتی و بین CMC و انگیزه پیشرفت در مورد دختران مدارس دولتی بدست آمده است.

انتخاب شغل یکی از تعیین کننده ترین تصمیماتی است که نوجوانان باید بگیرند. امروزه تعداد زیادی از گزینه-های انتخاب شغلی (کاری) برای دانش آموزان وجود دارد که انتخاب بالیده را برای آنها (نوجوانان) را با مشکل مواجه می کند. مفهوم بلوغ کاری ریشه در تئوری رفتار کاری – توسعه ای ساپیر دارد که بررسی می کند انتخاب شغل فرآیندی است که در تعداد قابل توجهی از سالها معمولاً از سنین پایین کودکی تا سنین بالایی از آن (کودکی) گسترش می یابد. بلوغ کاری اصطلاحی است که محل دسترسی به این پیوستار پیشرفت را از سالهای کاوش تا کاهش آن مشخص می کند.

عبارت های پیشرفت کاری، پیشرفت شغلی و پیشرفت حرفه ای هر سه به صورت مترادف به کار می روند و به فرآیند مادام العمری ارزش های پیشرفت کاری، شکل دادن هویت شغلی، آموزش در مورد فرصت ها و آزمون موقعیت های کاری پار ه وقت اشاره می کنند.

ادبیات تئوری و پیشرفت شغلی تعدادی از همبستگی های بلوغ شغلی را مشخص می کند که در بین اینها می توان به متغیرهای اجتماعی، روان شناسی و آموزشی همچون اشتیاق، نیازها و علایق شغلی، خودانگیختگی و کنترل مکان هندسی و … اشاره کرد. پیشرفت شغلی فرآیند مبسوطی است که باعث ایجاد خودانگیختگی می شود. خودانگیختگی به مجموع ادراکات شخص در مورد قابلیت های جسمی، اجتماعی و علمی خود اطلاق می شود. موضوع تکراری این است که فرد شغلی را انتخاب می کند که به او (مذکر/ مؤنث) اجازه می دهد در شغلی که سازگار با خودانگیختگی اوست، ایفای نقش کند و این از تئوری ساپیر پیروی می کند که تعریف خود آن ممکن است پیشرفت کاری قابل توجهی برای کودکان دورۀ ابتدایی باشد.

نویسندگان متعددی با این اندیشه موافق هستند که خودانگیختگی فرد جوان و پیشرفت کاری هر دو به هم مرتبط هستند (هلند، 1981؛ کید، 1984 و مانسون، 1992) چنین یافتند که افرادی با عزت نفس بالا امتیاز قابل توجهی در خصوصیات شغلی و متغیر برجسته کاری کسب کردند.

هالند (1981) به رابطۀ بین پیشرفت شغلی و خودانگیختگی دانش آموزان پایۀ 6 پرداخت. نتایج رابطۀ معناداری را بین خودانگیختگی و بلوغ کاری نشان می دهد.

کنترل مکان هندسی نسبت شخصیتی در مورد افرادی است که برحسب درجۀ باور خود در مورد کنترل وقایع در زندگی شان توزیع شده اند. درونگراها بر این باورند که وقایع اصولاً در نتیجۀ رفتار خود آنها اتفاق می افتند. این در حالی است که برونگراها بر این اعتقاد هستند که وقایع در پی رفتار آنها اصولاً به وسیله نیروهای بیرونی مشخص می شوند (به طور مثال: شانس، اتفاق، قدرت و …). خان (1983) چنین نتیجه گیری کرد که نمرات پرسشنامه بالیدگی (بلوغ) بالای کاری با عزت نفس، کنترل درونی مکان هندسی و ارزش-های درونی کاری در ارتباط است.

همچنین دیگر مطالعات نشان داده اند که کنترل درونی مکان هندسی برای بلوغ کاری نسبت به کنترل خارجی مکان هندسی خیلی رساناتر  است (بناردلی، استفانو و دومونت، 1983). مولیس و مولیس (1997) دریافتند که دانش آموزان دبیرستانی با نمرات بالا در عزت نفس و کنترل درونی مکان هندسی، علاقه  زیادی در تنوعات موضوعات شغلی نشان دادند.

تحقیقات قابل توجهی در این حوزه در بین دانش آموزان جوامع غربی انجام گرفته است، با این وجود پژوهش های اندکی در بین دانش آموزان هندی صورت گرفته، بنابراین مطالعه حاضر تلاشی است که به بررسی ماهیت بلوغ کاری و ویژگیهای شخصیتی آن در بین دانش آموزان در مدارس دولتی و خصوصی می پردازد. مدارس دولتی توسط سیاست آموزشی دولت به زبان مادری به مثابه وسیله آموزشی اداره می-شود. در مقابل مدارس خصوصی مؤسسه غیردولتی است که کمیته مدیریت خصوصی به زبان انگلیسی به عنوان وسیله آموزش اداره می شود.

روش

نمونه گیری 
تحقیق حاضر در مورد 500 دانش آموز دبیرستانی از مدارس مختلف دولتی و خصوصی در آمریتسار به اجرا درآمده و نمونه ها به طور مساوی بین دختران و پسران تقسیم شد.

وسایل اندازه گیری  (سنجه) به کار رفته
پرسشنامه بلوغ کاری کریتس (کریتس، 1978)، مقیاس خودانگیختگی (ساراسوات و گاوور، 1981)، تست انگیزه پیشرفت (بارگاوا، 1994) و مقیاس کنترل مکان هندسی (لومپکین، 1985).

نتایج و بحث

پایایی سنجه های به کار رفته:
ضریب پایایی شکاف (دو شقه)  برای پرسشنامه بلوغ کاری کریتس (%85 برای نگرش کاری و %93 برای توانش کاری) و مقیاس خودانگیختگی برابر %88 محاسبه شد. پایایی آزمون – دوباره آزمون  برای تست انگیزه پیشرفت %86 و برای مقیاس کنترل مکان هندسی برابر %41 بود.

مقایسه میانگین ها

با توجه به مقایسه میانگین ها (جدول1)، پسرها در مدارس خصوصی به طور قابل توجهی در نگرش کاری و توانش کاری نسبت به پسرهای مدارس دولتی اختلاف داشتند (ص73). بنابراین نتایج آمده در جدول نشان می دهد که پسرهای مدارس خصوصی نگرش مثبتی نسبت به رفتار کاری و آشنایی بهتری با فرصت ها و انتخاب های کاری دارند. همچنین تفاوت های قابل توجهی در مورد خصوصیت های شخصیتی همچون انگیزه پیشرفت و خودانگیختگی بدست آمده است. پسرهای مدارس خصوصی دارای خودانگیختگی و میزان پیشرفت بالایی نسبت به همتاهای خود در مدارس دولتی هستند.

جدول 1٫ میانگین، انحراف معیار و معناداری (اهمیت) آماری متغیرهای اندازه گیری پسران مدارس خصوصی و دولتی

  نسبت – تی                   مدارس دولتی                  مدارس خصوصی                متغیرها

انحراف معیار                  میانگین                انحراف معیار                     میانگین

**17٫06 3٫96 21٫15 5٫62 31٫39 CMA
**22٫27 3٫38 6٫39 8٫96 34٫88 CMC
1٫6 0٫51 3٫15 0٫67 3٫27 LOC
**10٫42 3٫48 15٫61 4٫84 21٫03 ACMT
*2٫01 12٫29 169٫04 14٫46 172٫39 SCS

جدول 2٫ میانگین، انحراف معیار و معناداری آماری متغیرهای اندازه گیری دختران مدارس خصوصی و دولتی

  نسبت – تی                   مدارس دولتی                  مدارس خصوصی                متغیرها

انحراف معیار                  میانگین                انحراف معیار                     میانگین

**6٫01 5٫01 26٫77 4٫83 30٫38 CMA
**2٫02 8٫83 32٫18 9٫89 34٫53 CMC
0٫36 0٫53 3٫19 0٫49 3٫21 LOC
**1٫25 5٫06 20٫41 4٫81 21٫16 ACMT
*5٫71 12٫75 176٫71 13٫81 167٫28 SCS

جدول 2 مقایسه دختران مدارس دولتی و خصوصی را نشان می-دهد. دختران مدارس خصوصی در نگرش کاری و توانش کاری در مقایسه با دختران مدارس دولتی میزان بالایی را نشان می دهند. بنابراین دختران مدارس دولتی خودانگیختگی بالایی را نسبت به دختران مدارس خصوصی از خود نشان می-دهند. این مسئله ممکن است به این واقعیت نسبت داده شود که سیستم آموزشی در مدارس خصوصی، تربیتی است در حالی که در مدارس خصوصی چنین نیست.

در نتیجه دختران مدارس خصوصی در مقایسه با پسران دارای خودانگیختگی پایین تری هستند، این در صورتی است که در مدارس دولتی چنین نیست. تفاوت چشمگیری در متغیرهای کنترل مکان هندسی و انگیزه پیشرفت بین دو گروه وجود ندارد، هرچند که دختران مدارس خصوصی تاحدی انگیزه پیشرفت بالاتری دارند (ص74).

جدول 3٫ میانگین، انحراف معیار و معناداری آماری متغیرهای اندازه گیری دختران و پسران مدارس دولتی

نسبت – تی              پسران                     دختران                    متغیرها

انحراف معیار              میانگین                انحراف معیار                   میانگین

**9٫89 3٫96 21٫15 5٫01 26٫77 CMA
**18٫79 3٫38 6٫39 8٫83 32٫18 CMC
0٫60 0٫51 3٫15 0٫53 3٫19 LOC
**8٫8 3٫48 15٫61 5٫06 20٫41 ACMT
*4٫85 12٫29 169٫04 12٫75 176٫71 SCS

جدول 4٫ میانگین، انحراف معیار و معناداری آماری متغیرهای اندازه گیری دختران و پسران مدارس خصوصی

  نسبت – تی              پسران                     دختران                    متغیرها

انحراف معیار              میانگین                انحراف معیار                   میانگین

1٫58 5٫62 31٫39 4٫83 30٫38 CMA
0٫30 8٫96 34٫88 9٫89 34٫53 CMC
0٫94 0٫67 3٫27 0٫49 3٫21 LOC
0٫22 4٫84 21٫03 4٫81 21٫16 ACMT
*2٫93 14٫46 172٫39 13٫81 167٫28 SCS

جدول 3 دختران و پسران مدارس دولتی را با هم مقایسه می کند. به طور عمده دختران در نگرش بلوغ کاری، توانش بلوغ کاری، انگیزه پیشرفت و خودانگیختگی نمره بالایی را کسب کردند. بنابراین تفاوت چشمگیری در متغیر کنترل مکان هندسی وجود ندارد. تعدادی از مطالعات پیشین نتایج بالا را تأیید می کنند. به منظور تعیین مدت بیشتر مطالعات تفاوتهای جنسیتی در بلوغ کاری (هسر، 1981؛ لوکان، باس و پاتسولا، 1982؛ نیلی و جانسون، 1981؛ لوزو و آنتونی، 1995) بر مقایسه گرایش زنان به بلوغ کاری نسبت به مردان تمرکز کرده اند. در مطالعات دیگر (فؤاد، 1988) زنان تنها در برخی زیرمقیاس ها نسبت های بالایی را نشان می دادند.
جدول 4 دختران و پسران مدارس خصوصی را با هم مقایسه می کند که تفاوت چشمگیری در هیچیک از متغیرها جز خودانگیختگی که در بین پسران زیاد است را نشان نمی-دهد.

تحلیل همبستگی

به منظور تحلیل بیشتر، همبستگى گشتاورى پیرسون مقایسه شد تا رابطه بین متغیرهای اندازه گیری شده را بیابد. جدول 5 همبستگی معنادار مثبتی را بین نگرش بلوغ کاری، توانش بلوغ کاری و کنترل درونی مکان هندسی بین پسران مدارس خصوصی نشان می دهد. همچنین توانش بلوغ کاری به-طور چشمگیری با کنترل درونی مکان هندسی و انگیزه پیشرفت مرتبط است.

همچنین جدول 5 نشان می دهد که CMA به طور چشمگیری رابطه مثبتی با CMC، ACMT و SC در پسران مدارس دولتی دارد. پس کنترل مکان هندسی رابطه منفی قابل توجهی با CMA دارد که بدین معناست که پسران مدارس دولتی دارای کنترل بیرونی مکان هندسی هستند و این نشان می دهد که بلوغ کاری در این گروه تحت تأثیر شانس، رفقا و دیگر عوامل محیطی است.

بنابراین طرز تلقی آنها در برابر کار (ص75) تحت تأثیر عوامل بیرونی است. بنابراین چنین می توان نتیجه گرفت که دانش-آموزانی که نگرش و توانش بلوغ کاری بالایی دارند، دارای خودانگیختگی بالا و کنترل بیرونی مکان هندسی بوده و پیشرفت محور هستند. هلند (1981)، مانسون (1992)، خان (1983)، مولیس و مولیس (1997) نیز نتایج مشابهی را بدست آوردند. جدول 6 نشان می دهد که نگرش بلوغ کاری رابطه مثبتی با انگیزه پیشرفت و خودانگیختگی (دختران مدارس خصوصی) دارد. بنابراین در مورد دختران مدارس دولتی، توانش بلوغ کاری تنها به طور چشمگیری با انگیزه پیشرفت در ارتباط است.

جدول 5٫ ضریب همبستگی بین CM و LOC، ACMT، SC پسران مدارس خصوصی

SCS        ACMT          LOC                     CMC CMA
0٫10 0٫14 **0٫31 **0٫33 CMA
0٫13 *0٫21 *0٫17 **0٫80 CMC
0٫12 0٫06 *0٫19 0٫24- LOC
0٫05 *0٫23- **0٫40 **0٫47 ACMT
0٫17 0٫03- 0٫08 *0٫23 SCS

جدول 6٫ ضریب همبستگی بین CM و LOC، ACMT، SC دختران مدارس خصوصی

SCS        ACMT          LOC                     CMC CMA
**0٫36 *0٫18 0٫09 **0٫29 CMA
0٫07 0٫09 0٫05 **0٫36 CMC
*0٫18 0٫01- 0٫06 0٫06 LOC
0٫15 0٫15- **0٫23 0٫15 ACMT
*0٫20 0٫09- 0٫15 0٫05 SCS

نتیجه گیرینتایج بدست آمده نشان می دهد که خصوصیات شخصیتی نقش مهمی را در توسعه بلوغ کاری بازی می کند. همچنین به کمک نتایج بالا، چنین استنباط می شود که محیط مدارس خصوصی بلوغ کاری را بالا برده و دانش آموزان مدارس خصوصی نسبت به دانش آموزان مدارس دولتی از فرصت های کاری اطلاع دارند.

مدارس خصوصی محیط سالمی را ایجاد می-کند که نه تنها استرسی را بر برنامه درسی ایجاد می کند بلکه هدفش توسعه شخصیت کلی کودک با تشویق دانش آموزان جهت شرکت در بحث ها، دکلمه ها، سمینارها، نمایش ها، بازی-ها و غیره است. دانش آموزان تمایل دارند که در فعالیت-های یادگیری شرکت کنند تا به سوی اهداف و مقاصدی که در انگیزه و توانش کاری شان منعکس می یابد، حرکت کنند. در مقابل، مدارس دولتی فاقد چنین محیط یادگیری مؤثری هستند که لازم است در این زمینه تقویت شوند (ص76).

منابع

Benardelli, Antonio de Stefano, Florent (1983). Occupational information seeking as a function of perception of locus of control and other personality

variable. Canadian Counsellor, 17, 75-81.

Bhargava, V.P. (1994). Achievement motive test. National Psychological Corporation, Agra.

Crites, J.O. (1973) Theory and research handbook for the career maturity inventory. Montrey, Calif: (CTB) McGraw-Hall.

Fouad, N.A. (1988). The construct of career maturity in the United States and Israel. Journal of Vocational Behaviour, 32, 49-59.
Hesser, A. (1981). Adolescent career development, family adaptability and family cohesion. (Unpublished Doctoral dissertation, Virginia Polytechnic Institute and State University, Blacksburg).

Kidd, J. (1984). Relationship of self and occupational concepts to the occupational preferences of adolescents. Journal of Vocational Behaviour, 24, 48-65.

Khan, S. (1983). Educational, social and psychological correlates of vocational maturity. Journal of Vocational Behaviour, 22, 357-364.

Holland, M. (1981). Relationship between vocational development and self concept in 6th grade students. Journal of Vocational Behaviour, 18, 228-236.

Neely, M.A. & Johnson, C.W. (1981). The relationship of performance on six scales of the career development inventory to sex, father’s education and

occupation. Educational and Psychological Measurement, 41, 917-921.
Lokan, J.J., Boss, M.W., & Patsula (1982). A Study of vocational maturity during adolescence and locus of control. Journal of Vocational Behaviour, 20, 331-

340٫

Lumpkin, J.R. (1985). Validity of a brief locus of control scale for survey research. Psychological Reports, 57, 655-659.
Luzzo, A. (1995). Gender differences in college students’ career maturity and perceived barriers in career development. Journal of Counselling and

Development, 73, 319-322.
Mullis, A.K., & Mullis, R. L. (1997). Vocational interests of adolescents: relationship between self esteem and locus of control. Psychological Reports, 81, 1363-1371.
Munson, W. (1992). Self esteem, Vocational identity and career salience in high school students. Journal of Vocational Behaviour, 40, 361-368.

Saraswat, R.K., & Gaur, J.S. (1981). Approaches for the measurement of self concept: an introduction. Indian Educational Review, 16, 114-119.

Upma Dhillon, Junior Research Fellow, Department of Psychology, Guru Nanak Dev University, Amritsar.

Rajinder Kaur, PhD, Reader & Head, Department of Psychology, Guru Nanak Dev University, Amritsar.

برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره 61978088 -021 تماس بگیرید